عبور از تاریکی

مرگ سیاسی هاشمی - از هاشمی یک غول نسازید
نویسنده : رضا رضوی - ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٤

از هاشمی رفسنجانی یک غول نسازید. اگر هم نفوذی داشت در این چند سال از دست داد. بنا به دلایل زیر من معتقدم او هیچ قدرتی ندارد و نخواهد داشت و امیدی به جانبداری از او نیست. من معتقدم همه شایعات موجود ممکن است ساخته و پرداخته رژیم باشد  تا پیش ازپیش به او فشار بیارند و یا اینکه مردم را در سردرگمی قرار بدهند وحتی ممکن است برای نا امید کردن مردم از تلاش برای احقاق حقوقشان باشد.


1- انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم که در مقابل موج تخریبها علیه او هیچ کسی وارد نشد. همین رهبر فعلی بدونه شک بیش از هر کسی از نتایج خوشحال بود در واقع جناح رهبری تنها رقیب جدی رهبری را با بحران سوء شهرت وبدنامی در میان مردم و بالطبع روحانیون سنتی و حوزه روبرو کرد. چیزی که بیش از همه رهبر به آن نیاز داشت تا بدان وسیله پایگاه حوزوی و مردمی هاشمی را از او بگیرد.
2- جناح راست افرطی در مرحله بعد دست به ترور شخصیتی او زد. او و بستگانش به فساد مالی متهم شدند و بر طبل شایعات چه به صورت مخفی و علنی زدند. واضحا" تمامی داستگاه حکومت در فساد مالی غوطه ور است و از کوچک و بزرگ همگی فاسدند و عموم مردم به این معتقداند ولی در مورد هاشمی حکومت خود این باور را به یقین تبدیل کرد. چیزی که او را شدیدا" آسیب پذیر کرد و تمامی نفوذ او را از ارکان حکومت پاک کرد. در واقع حکومت این اضمحال تدریجی هاشمی را از 10 سال پیش شروع کرد و متاسفانه  هاشمی و اصلاح طلبها این را دیر درک کردند.
3- در دورهء ریاست جمهوری احمدی نژاد, خامنه ای ضربات آخر را بر او وارد کرد و تصمیم به کدوتای انتخاباتی از قبل گرفته شده بود و خامنه ای مطمن بود تنها خطر احتمالی که مجلس خبرگان باشد قبلا رفع شده است و همه مطیع و فرمان بردار او هستند. در واقع نامه سزگشاده هاشمی دست و پا زدن انتهای مرگ سیاسی او بود که بی جواب ماند.

۴- تعرض به او و خانوادهء او در ایام انتخابات (چه قبل از انتخابا و چه بعد ار آن، وحتی بعد از سخنان به ظاهر دلجویانه رهبر که در واقع حمله به او بود نیز حملات را کاهش نداد  ) و سکوت او که بعلت عدم توان او در دفاع بود، جای هیچ شبه ای باقی نگذاشت که او ترور سیاسی شده است و من شکی ندارم که او تنها تلاشی که خواهد کرد حفظ شرایط حداقلی است که رهبر برای او تعین کرده است. هر چندکه بعید بنظر میرسد او همین ها را هم حفظ کند.


 در پایان من معتقدم امید به روحانیون بلند مرتبه در حکومت بسان امید به کشورهای خارجی بستن است، به دلیل نفت و منافع دومی مردم را یاری نخواهد داد و به دلیل دست نشانده بودن و منافع شخصی به اولی امیدی نیست. تنها نیروی که حکوت را عاجز میکند جامعه و مردم است به امید رهای ایران.


comment نظرات ()