این باید تیتر اصلی خبری میشد که تابناک با عنوان " احتمال جلوگیری از سخنرانی خاتمی در شب قدر" آورده است. چرا که ضمن بیان شرایط آورده است: "در این میان اما با توجه به در پیش بودن لیالی قدر و رسم هر ساله ترتیب سخنرانان این شبها یعنی سید محمد خاتمی و آیتالله هاشمی رفسنجانی در کنار سر گرفتن قرآن توسط علی اکبر ناطق نوری، برخی اخبار از تشدید فشارها بر سید حسن خمینی برای حذف نام رئیسجمهور دوران اصلاحات از جمع سخنرانان شبهای قدر در مرقد امام خمینی حکایت دارد.
برخی سایتهای خبری اما روز گذشته خبری را به نقل از یکی از نهادهای امنیتی منتشر کردند که پیش بینی کرده چنانچه سید محمد خاتمی مانند سالهای گذشته در یکی از شبهای قدر سخنران مراسم مرقد بنیانگذار جمهوری اسلامی باشد، نزدیک به چهار میلیون نفر در این مراسم شرکت خواهند کرد. گفته میشود میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سایر سران اصلاحات نیز در این مراسم شرکت خواهند کرد".
دوستان اطلاع رسانی درست انجام دهید تا همیشه سبز سبز بمانیم و درخت سبز آزادی خشک نشود
جدیدا" آقای جوانفکر درباره مرکز زیبای اندام و لاغری "خامنه ای" با استاندار اسلامی مطلبی نوشته اند. بنا بر شواهد در این مرکز سرویس ارضای جنسی اسلامی نیز عرضه میشود. جدیدا" آیات کنده جناب تمساح یزدی و علی الله جلاق حکم صیغه جنس "مذکر" هم داده اند تا این مرکز فقط برای خانمها پرفایده گی نداشته باشد و آقایان نیز بی بهره نباشند. در این خصوص شایعات زیادی در جامعه پیچیده است که بسیاری از چهره های دلسوز! تقاظا کرده اند برای داشتن نظام قوی! آقای سردار پاسدار خوش هیکل جناب فیروز آبادی مدتی را جهت تعطیلات و ییلاق در این مرکز اقامت گزینند. تا هم ایشان وزن مطلوب را کسب کنند و هم دلسوزان نظام در مراکز فوق به فیض جنسی لازم برسند. از آنجا که طبق یک فتوای قدیمی دیگر از عظما روزه حتی نوع کله گنجشکی هم بر سردار نه تنها واجب نیست بلکه حرام است هیچ کدام از سرویسهای مرکز فوق در مورد ایشان لغو نمی شود. اینجانب طی این نامه سرشگافته تقاظا دارم جناب جوانکش مشاور آقای ا.ن ضمن مشاوره علمی تشویقی ایشان را به این مرکز بفرستند. ته این نامه سرشکفته باز است در قسمت نظرات اضافه بفرمایید
کردانیسم مدرک سراسر نظام پاک ولایت مطلقه را گرفته است. خدا رو شکر اصول گراها دست همدیگر را رو می کنند.این بار نوبت احمد توکلی یکی از مرموزترین و مضرترین اصول گراهاست که مدیریت وب سایت، شدیدا" ضد انسانیت و صداقت، الف است.
مطلب زیر ابتدا در رجانیوز بود که پس از لینک در بالاترین پاک شد.
رجانیوز آورده است:
این روزها که احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس اقدام به افشاگری! و زیر سوال بردن مدارک تحصیلی خادمان مردم در دولت می کند؛ بررسی مدارج تحصیلی ایشان چندین علامت سوال را بوجود می آورد. به گزارش بولتن نیوز، احمد توکلی نماینده مجلس شورای اسلامی به شیوهای نادر و شگفتانگیز به دریافت دکترای اقتصاد نائل گردیده است و رازگشایی از ابعاد پرونده تحصیلی شگفتانگیز ایشان نشان می دهد یکی از دلایل مدعی بودن توکلی در ماجرای مدرک تحصیلی وزیر کشور سابق و دیگر اعضای کابینه نوعی فرار به جلو و پنهان کردن وضعیت تحصیلی خود در پس ادعاهایش بوده است. بنابر اسناد موجود احمد توکلی که قبلا با حضور نیم بند در طول پنج سال و نیم موفق شده بود مدرک لیسانس «دریافت» کند بدون گذراندن مقطع فوق لیسانس برای مدرک دکترا اقدام نموده است. لازم به ذکر است به رغم آن که اعزام دانشجو به خارج و اخذ بورسیه تحصیلی دارای ضوابط محکم و سختگیرانه است، آقای توکلی بدون سیر مراحل قانونی با ادعای توصیه مقامات و بدون شرکت در کنکور به کشور انگلستان اعزام میشود، این در حالی است که مراحل اخذ پذیرش تحصیلی از دانشگاههای انگلستان یک سال پیش از دریافت لیسانس صورت میپذیرد؟! همچنین در فرم اطلاعات فردی اعزام، جای نمره زبان که از ضروریات شرایط بورسیه است به شکل معناداری خالی است که در عرف وزارت علوم «نمره صفر» تلقی میشود. بنابراین گزارش، بورسیه اولیه و اصلی آقای توکلی (به رقم غیرقانونی بودن) برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در شته اقتصاد به مدت 15 ماه بوده است و جالب آنکه وی در طول اقامت در ناتینگهام ناگهان مدعی دریافت دکترا شده و بدون گذراندن سیرقانونی به دریافت این مدرک اقدام مینماید. لذا باتوصیه و نامه پراکنی و برخلاف کلیه ضوابط زمان بورس را به 39 ماه افزایش میدهد تا همچنان از ارز (پوند) ارزان دولتی بهره ببرد.
اگرچه این مسئله یعنی اخذ مدرک تحصیلی دکترا بدون گذراندن فوق لیسانس با اخطار وزارت علوم مواجه میشود اما در نهایت با رایزنی بسیار و پادرمیانی برخی افراد ذینفوذ و با تعهد کتبی توکلی مبنی بر پذیرش ارزیابی نشدن مدرک، ممنوعیت عضویت در هیات علمی و معادل تلقی شدن مدرک دریافت شده و به حضور خود در شهر ناتینگهام ادامه میدهد. اگرچه بعدها همین تعهد نیز به فراموشی سپرده میشود و برخلاف قوانین وزارت علوم در هیات عملی دانشگاههای فردوسی مشهد و شهید بهشتی تهران به عنوان استاد حضور می یابد.
دامنه این اقدامات غیرقانونی گسترده ابعاد دیگری هم دارد.
به عنوان مثال به رغم آنکه مدت زمان تحصیل قواعد مشخصی دارد آقای توکلی با حضور گاه به گاه در کشور جهت فعالیتهای حزبی و سیاسیاش عملا فقط حدود یازده ماه را به حضور در انگلیس اختصاص می دهند. به عبارتی ایشان با طرفهالعینی دو مقطع فوقلیسانس(!) و دکترا را با 11 ماه حضور پشت سر میگذارند.
این ماجرا البته حاشیههای دیگری نیز دارد به عنوان مثال آقای توکلی در فرم اطلاعات شخصی مدعی دریافت فوق لیسانس از دانشگاه شهید بهشتی تهران میشوند و یا اینکه در حالی مقرر شده بود برای استفاده از مزایای بورسیه ارزی مجردی دریافت کند در اندک زمانی برای همه اعضاء خانواده ارز دولتی میگیرد که این مسئله با تذکر شدید برخی مسئولان وزارت علوم و تلاش بیفایده برای جلوگیری از این پرداخت غیر قانونی با پیروزی توکلی و ناکامی برخی پرسنل متعهد وزارت علوم خاتمه مییابد.
با خواندن پرونده آقای توکلی کلکسیونی از اقدامات فراقانونی وی به چشم میخورد:
1- اخذ بورسیه دکترا بدون داشتن لیسانس و فوق لیسانس
2- دریافت مدرک دکترا در 11 ماه
3- ادعای توصیه از مقامات برای اعزام به خارج از کشور
4- دریافت ارز متاهلی به رغم عدم همراهی خانواده
5- بیتوجهی به تعهدی که با دست خط خود مبنی بر عدم ادعای مدرک دکترا داشته است.
6- عضویت در هیات علمی دانشگاه بر خلاف ضوایط وزارت علوم و...
گفتنی است، واقعیت این است که این حجم اقدامات غیرقانونی و رانتخواریهای گسترده در حالی که فرزندان مستعد کشور به سختی از امکان تحصیل در رشتههای مورد نیاز به علت ضوایط دست و پا گیر بهرهمند میشوند، در تاریخ وزارت علوم بیسابقه مینماید.
پایگاههای خبری طرف حکومت اصولا مثل خود حکومت تحمل شنیدن صدای منتقد و مخالف را ندارند. با این وجود رجانیوز یکی از احمق ترین ها می باشد که حتی نظرات بینابین را هم تحمل نمی کند و امکان اینکه یک نظر مخالف را چاپ کنند صفر مطلق می باشد. به احتمال زیاد چندین دانشجوی بسیجی را مامور خواندن و جراحی نظرات کرده اند. ولی همانطوری که همه ما مطلعیم این عزیزان به زور سهمیه دانشجو شده سواد بزغاله هم ندارند. در اینجا در بخش کامنتها(نظرات) یک دوست خوش فکر بعنوان اسم کاربر ّ fuckuasshole تایپ کرده است و چون نظر ظاهرا" خودی جلوه کرده آن را چاپ کرده اند.

http://pdfcast.org/pdf/rajanews
نتایج تحقیقات و رساله دکترا خانم مرجان .م دانشجوی دکترا دانشگاه تهران بیش از هر چیز نوع نگاه و رفتار بیمار جامعه اداری و خدماتی ما را نشان می دهد. طبق تحقیقات فوق روی جوامع اداری از مراکز مختلف قریب 50 درصد افراد حس نیاز به دروغ گویی و چابلوسی را در دوره خدمت حس کرده اند که صدا و سیما با درصد بالای واقعیات بسیاری را نمایان می کند!! ( بازیگرها و دست اندر کارن حوزه سیما در این بررسی قید نشده اند ).
من به عنوان یک ایرانی از نظام اسلامی می پرسم: چطور شده است که شمای که آمدید ارزشهای اسلامی را حفظ و گسترش دهید، موجبات فساد و گناهان کبیره را فراهم کرده اید؟
از روحانیون همیشه در صحنه و یار و یاور مردم چرا خبری نیست؟؟
اینها هم دسیسه غرب و دشمنان نظام و اسلام است؟ تمام ادارات که در خدمت نظام اند و حراستها تمام سعیشان را در اسلامی کردن می کنند!!
من تنها می توانم نتیجه بگیرم که یا اینکه مردم ایران زمین علاقه ای به اسلام و قوانین اسلام ندارند که در این صورت وجود علما در صدر امور بی مورد است یا اینکه حکومت فاسد و ضد اسلام و قواعد و اصول انسانی است که در این صورت هم وجود چنین حکومت فاسدی بی مورد است.
هر چند که بیشتر ایرانی ها ممکن است به هر دو مورد معتقد باشند!
ریس جمهور موسوی فرمان دادند مراسم های مذهبی ممبعد محل تجمع و اعتراض ماست، دوستان در بالاترین روی این کار کنند. تمامی جوانب کار را بسنجیم و اطلاع رسانی کنیم. دوستان این نهال سبز هنوز نیاز بیشتری به مراقبت و حمایت دارد. عزیزانمان با خون سبزشان نهال سبز را آبیاری کردند و همان ها از ما گذشت نخواهند کرد اگر ببینند ما کار را ناتمام رها کردیم. واقعیت هر جنبش پیروزی در فرصت طلبی و هوش وخرد جمعی پیروانش نهفته است. حالا زمان، زمان جنگ و جدل درونی نیست که بعضی از دوستان با شنیدن اسم مذهب به یک باره خونشان بجوش می آیید و بدون خواندن کل مطلب یا گوش دادن به تمام سخنرانی دست به اعتراض و حمله می زنند که در کل فایده ای نداشته و نخواهد داشت. متاسفانه امروز کینه و اقده جای هوش و خرد را نزد اندک شماری گرفته و بجای سعادت جمعی بفکر اقده گشای و منفعت شخصی هستند. دوستان به این جناح راست نگاهی بیندازید و در این خوب بیندیشید که چطور همه با تمام اختلافهای درونیشان در مواقع خطر پشت همدیگر را میگیرند. اتحاد رمز پیروزی است. شمای که لاییک هستی شمای که سلطنت طلبی شمای که اصلاح طلب سکولار یا غیره هستی همه ما به هیج جای نمیرسیم تا زمانی که حکومت در دست راست افراطی هست. پس اول راه رفتن را بیاموزیم بعد دویدن! بعضی که بظاهر خود را سبز نشان می دهند و در باطن سیاه ا.ن هستند متاسفانه از این تکثر نظر ما سو استفاده کردند و میکنند و با زیرکی تمامی سعی در برافروختن آتش اختلافات درونی را دارند. مهم این است که همه ما معتقدیم ایران متعلق به همه ایرانی ها است. کسانی که با نظراتی نظیر: جنبش احساسی نیست (برای نارضایتی حضور هنرمندان و خوانندگان در بین و همراه مردم) جنبش مذهبی نیست( برای روی گردانی مذهبیون با شرف از جنبش یا مخالفت با استفاده جنبش از ظرفیتهای مذهبی جامعه و عدم توان رژیم در برخورد خشن با مراسم مذهبی) یا جنبش فقط مختص اصلات طلبهای درون ایران( برای دوری و اختلاف در جبهه درون و بیرون و یا حمله های نابجا به دیگر دوستان)...
از این دست نظرات زیاد هست ولی خواهشا" دوستان جمعی فکر کنند و برای نفع یا کینه شخصی سرنوشت 70 میلیون ایرانی را به باد ندهند. اینجاست که جوان مردی و ایران دوستی خودش را نمایان می سازد. پس با این مقدمه و دردنامه طویل امیدوارم کمکی کرده باشم تا وظیفه خطیرمان را در قبال خونهای که هموطنانمان دادند و شکنجه های که در بندانمان میکشند، یاد آوری کرده باشم و فرصتها را غنیمت بشمریم. و اعتراض ها را بیشتر و بهتر سازماندهی کنیم و هدف را استفاده هر چه بهتر از ظرفیت مذهبی درون ایران قرار دهیم که تا بحال بخوبی استفاده نشده است.
در این مطلب سعی می کنم خلاصه ای از پژوهش شخصی و حرفه ای را به زبانی ساده مطرح کنم. جنگ ایران و عراق را بیاد آورید در آن روزگار من در مرکز مشاوره فنی و فرهنگی سپاه کار میکردم. خوب بیاد دارم چه ترسها و چه بی انگیزه های که با دو قطعه روضه به ماشین جنگی نیرومندی تبدیل شدند. چه جوش و خروشهای که در رزمندگان به واسطه صداهای زیبای مبلغین ما به وجود آمدند. بعدها بارها آن وقایع را بررسی کردم و این سوال را از خود پرسیدم: چرا؟ بله چرا آن جوانان آن پیرمردان رفتند؟ برای وطن؟ پس چرا در ابتدا همه برای پشت خطوط و پشتیبانی نام می نوشتند؟ حقیقت این است آنها با آمدنشان نشان دادند که وطنشان را و سرزمینشان را دوست داشتند ولی خط مقدم تقاظای برای جانشان بود و کمی بیشتر از آنچه هر آدمی حاضر به دادن است و بود. حقیقت در نکات روانشناسی تبلیغات و عواطف و احساسات ایرانی بود. ایرانیها خونشان بجوش می آید وقتی کاسه احساسات و عواطفشان لبریز میشود. تبلیغات دقیقا" به آن نقطه معطوف بود. روضه ها و سرودهای که خیلی مواقع غیر منطقی دروغ و جرندیات بود ولی چه کسی در آن شرایط بررسی میکرد! خدا را به زمین می آوردند حسین را دوباره زنده میکردند و هزاران مورد دیگر که به ظاهر دینی اما در عمق کفر مطلق. مهم آن بود با صدای قشنگ و سرودهای احساسی که بعضا" رنگ و بوی ترانه های قدیمی را داشت غیر معتقدین و جوانها را همراه کرد و با روضه های آنچنانی مذهبی ها را. قبل از انقلاب هم چنین بود عاشورا و تاسوعا و مراسم مذهبی که در آن روضه خوانها عواطف مذهبی و غیر مذهبی مردم را تحت تاثیر قرار می دادند شدیدا" نیروی محرک و حداقل زنده نگاری در دل مردم بود. روش استفاده از برانگیختگی عواطف و احساسات همواره در تاریخ موردهای استفاده داشته اند و هر چقدر عاملی که در آن جهت برانگیختگی تحریک می شده است بر حق تر بوده نتیجه سریعتر و با قوت بیشتری گرفته شده است. بنابرین من چندین پیشنهاد دارم. خواننده ها و دوستانی که صدای گرم و قشنگی دارند جنبش را تنها نگذارند. لطفا" از روشهای مختلف استفاده شود حتی مذهبی گونه بهر صورت ما نباید جبهه را در بعضی قسمتها به حال خود رهها کنیم. اینچنین نیست که قشر مذهبی مدافع حکومت است. بنابرین ما روضه خوان هم میخواهیم. اشعار زیبا و فیلمهای زیبا در مورد حوادث اخیر باید گفته و ساخته شود. یک قطعه شعر یا یک کلیب موسیقی یا فیلم را براحتی می توان در ایران توزیع کرد اصولا جامعه ما پذیرای چنین تبلیغاتی و اطلاع رسانی بهتر است مطمن باشید در کمتر از یک هفته در روستاها نیز قابل دسترس خواهند بود. نباید و منطقی نیست ما محدوده خود را اینترنت و جامعه ایرانی متصل به اینترنت بکنیم. تا دیر نشده است اقدام کنید. دنیای امروز بر پایه تبلیغات تاثیرگذار است بر مالتی مدیا، ما باید حرفهای بحق مان را برای عموم تفهیم کنیم باید قلبها را تسخیر کنیم حتی آن نوجوان باتوم زن! او را شستوشوی مغزی دادند ما دوباره ایران را درونش می سازیم. به امید ایران آزاد و سرافراز پیش بسوی تصخیر قلبها.
خبر جالبی به دستم رسیده که عدهء زیادی از مردم به طرف سفارت چین رفتن و تمامخیابانهای منتهی شلوغه. احسن به این مردم تیز هوش. حالا رژیم نمی دونه چطور با اون برخورد کنه چون به ظاهر اینها برای دفاع از مسلمین واعتراض به کشتارشان اعتراض میکنند. لطفا" با همه دوستان تماس بگیرید و بخواهید که تنها به یک مکان محدود نشوند. همین جلوی سفارت چین هم یک ایده ناب است.
نظرات ()